درباره تیمی که از دل تاریکی قیام کرد

    نويسنده : فرزان ایزدشناس بازدید [ ۴۹۰ ] ۱۹ دقیقه پیش

    درباره تیمی که از دل تاریکی قیام کرد

    شاید تیتر برای هر شخص یا گروهی، اغراق آمیز برسد؛ اما خودتان خوب می دانید که پرسپولیس برانکو هیچ اغراقی محصورش نمی کند. که اگر این چنین بود آن همه رکورد طی یک …

    زین شاپ دات كام :

    شاید تیتر برای هر شخص یا گروهی، اغراق آمیز برسد؛ اما خودتان خوب می دانید که پرسپولیس برانکو هیچ اغراقی محصورش نمی کند. که اگر این چنین بود آن همه رکورد طی یک فصل به غارت نمی رفت و خیلی دستاوردها که همه از حفظ هستیم. آسیا در راه است. توشه راه مان آماده، عزم مان راسخ و انرژی های مان به سقف رسیده است. که باز هم کلاس درس بگذاریم، و شاگرد ها هم مدام مات بشوند و جزوه بنویسند و البته هیچ چیز نفهمند. چرا؟ خب واضح است؛ چون پرسپولیسی نیستند!

    بدون تکیه خاصی بر تهران، بدون تکیه خاصی بر آن استادیوم آزادی و هوادران مخوفش، به نیمه نهایی آسیا رسیدن، همت شیر می طلبد. یک لحظه چشمان تان را ببنید و این قاعده مضحک را تصور کنید؛ که از خانه بیرون تان کنند و به ناکجا آباد برده شوید و بگویند تو میزبانی. مدتی بعد سرزده بیایند بگویند حالا میهمانی! حرص مان می گیرد که درازای دست مان به مقر AFC نرسید و نهایتش همان کوچه پس کوچه های فدراسیون فوتبال بود. اما باز هم باکی نیست. همت شاگردان برانکو، کیلومتر نمی شناسد، چه آزادی باشد چه مسقط؛ مثل هواداران که هر کجای این کره خاکی که باشی، می دانی همیشه پشتت ایسلندی می زنند و می نازند به رنگ لباس تو. این ها نه یک رویا، بلکه حقیقتی است زیبا، سخت نیست؛ “فقط باید پرسپولیس باشی!”

    چند روز قبل از بازی با لخویا، یعنی وقتی که داشتیم شیپور و حرارت های ایسلندی های مان را آماده می کردیم، خبر رساندند که آزادی باید تنهایی جنگنیدن یاران برانکو را ببیند. آزادی تنها بود، خیلی مخوف تر از نوع ۱۰۰ هزار نفری اش بود. این بار برای ما و نه رقبا! آن روز ایران دید، قلب پرسپولیس هیچ وقت از تپش نمی ایستد. حتی بدون هوادارانش – که اگر باشند ضربان سر به فلک می زند- جلوی آن لخویایی که همه از شکست ناپذیری اش حرف می زدند، آقایی کردیم! سخت نیست؛ “فقط باید پرسپولیس باشی!”

     آسیا ماند و هشت تیم اعجاب آور؛ یکی از یکی مخوف تر! غرب و شرق آسیا، غول های خود را روانه میدان کردند؛ جنگی واقعی که زمین برای تحمل سنگینی آن یک طبقه از آسمان قرض گرفت. پرسپولیس و الاهلی؛ و مسلماً جنگ روانی های قبل از بازی اعراب! شمع محافل ورزشی شده بود خرید های عربستانی و اردوی آنچنانی شان! ارقامی که برای شمارش صفر های شان یک تیم فوتبال نیاز بود. اما بازهم با خون های قرمزجوشانی که در رگ های مان بود از روی شان رد شدیم. آن هم وقتی که خودی های این ور آبی، آیه یاس می خواندند که ترمز پرسپولیس بالاخره کشیده خواهد شد. اما آن ها غافل بودند از این که ما به قیمت واژگونی مان هم که شده به ترمز حتی فکر نمی کنیم. سخت نیست؛ “فقط باید پرسپولیس باشی!”

    و اما سرسخت ترین حریف! به غول برانکو الهلال غول آخر ما بود. تیمی که در تک تک خطوط، گلادیاتورهایی گران قیمت داشتند. برای ما غریبه نبودند. تیمی که تقریباً همه کارشناسان، آن را جز بهترین های تاریخ آسیا می دانستند. در مرحله گروهی، وقتی که همه انتظار داشتند از همان ابتدا زانو بزنیم، به طرز شگفت آوری ایستادگی کردیم و خیلی از دقایق بازی حسابی به آن ها تاختیم. اما قضیه مرحله نیمه نهایی خیلی فرق داشت. اردوی پرسپولیس طی چند دقیقه در انفجار سکوت محو شد. ایران بهت زده بود که چرا گل زن ترین بازیکن تیم دیگر نیست و از همه مهم تر یک محرومیت لعنتی چرا رخ داد؟ این بار دیگر نه، هر چه قدر غیرت داشته باشی، هر چه قدر استقامت داشته باشی، هر چه قدر که بجنگی بازهم چندگام عقب هستی! نمی دانم، شاید آن روز فوتبال ایران گریست و به سر زد! که این چه رسمی است که قبل از حساس ترین بازی یک دهه اخیر، پرسپولیس این چنین باید شوکه شود. رقیب به آن چه که می خواست رسید و حالا باید در رینگ مبارزه با حریف زخمی اش به رقابت بپردازد. آن روز ایران میعادگاه علامت تعجب بود! که قوی ترین تیم تاریخ لیگ برتر چطور سلاخی شده است؟ نتیجه مثل یک کابوس تلخ برروی سرمان سنگینی می کرد. بازی برگشت، کمی زخم ها ترمیم شد، پرسپولیس، پرسپولیس بود و الهلال هم عاجزی که به زحمت بازی را نباخت! اما این پتک سنگین همچنان روی سرمان می خورد. و ما نالان بودیم از آرزوهایی که به یکباره به گور رفت.

     غرب و شرق آسیا می داند که پرسپولیس این بار نه برای تجربه جدید و بلکه برای انتقام می آید. از زمین و زمان. از کسانی که با باختش مشعوف شدند. از کسانی که آن های زخمی را به رقابت دعوت کردند. می دانید؛ انتقام طعم خوشی دارد، فقط باید پرسپولیس باشی!

     ای کاش نگارنده ای پیدا شود که شاهنامه جدید پارسی را بنویسد. شاهنامه ای با آخر خوش، که نسل بعد آن را بخوانند و ببالند به تیمی که از دل تاریکی، قیام کرد. ما تکرار نشدنی هستیم.

© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت زین شاپ محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
قدرت گرفته از : بک لینکس